مهدى عبداللهى

52

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى )

امام فرمود : « اى فرزند حرّ ما براى اسب و شمشير تو نيامده‌ايم ما آمده‌ايم از تو يارى بخواهيم اگر در يارى ما به جان خود بخل مىورزى ما نيازى به مال تو نداريم . . . . » « 1 » ديدار عمرو بن قيس مشرقى و پسر عمويش با امام عليه السلام در قصر بنى مقاتل عمرو بن قيس مشرقى مىگويد : من و پسر عمويم در قصر بنى مقاتل به حضور امام حسين عليه السلام رسيديم و سلام كرديم ، پسر عمويم گفت : يا اباعبداللَّه اين سياهى كه مىبينم خضاب است يا موى تو بدين رنگ است . حضرت فرمود : « خضاب است و موى ما بنى هاشم زود سپيد مىشود ، » « 2 » سپس پرسيد : « براى يارى من آمده‌ايد ؟ » « 3 » من گفتم : مردى پر اهل و عيال هستم و متاع و مال مردم پيش من است نمىدانم آخر كار چه مىشود و دوست ندارم امانت مردم را ضايع كنم ؛ پسر عمويم نيز مثل من سخن گفت . امام فرمود : « پس از اينجا برويد و صداى فرياد مارا نشنويد و شبح و سياهى ما را نبينيد ، زيرا هر كس صداى كمك خواهى ما را بشنوند يا سياهى ما را ببيند و ما را جواب نگويد و به يارى ما نشتابد بر خداست كه او را به بينى در آتش جهنم بيندازد . » « 4 »

--> ( 1 ) . يا ابن حرّ ما جئناك لفرسك و سيفك إنّما أتيناك لنسأ لك النصرة فإن كنت قد بخلت علينا بنفسك فلا حاجة لنا في شىء من مالك . . . . الفتوح : 5 / 83 . ( 2 ) . خضاب والشيب إلينا بني هاشم يعجل . ( 3 ) . جئتما لنصرتي ؟ ( 4 ) . فانطلقا فلا تسمعا لي واعية و لا تريا لي سواداً ، فإنّه من سمع واعيتنا او رأى سوادنا فلم يجبنا و لم يغثنا كان حقّاً على اللّه عزّوجلّ أن يكبّه على منخريه في النّار . ثواب الاعمال و عقاب الاعمال : 308 .